تک سوار ققنوس عشق

همیشه حرارت لازم نیست...گاهی از سردی یک نگاه... میتوان آتش گرفت .

تولدم مبارک

شنیده ام چنین روزی ، روز میلاد من است

 روزهایم خسته و بی رمق می گذرند و …

 با خود کودکی های دخترکـی را می برند

که عجیب دارد خواسته و نا خواسته به دنیای آدم بزرگها پا می گذارد …

 دارد یاد می گیرد کم کم حرف  گوش دهد :

پاهایش را بگذارد روی زمین! …

کمتر سادگی کند!

 حواسش بماند که … اینجا مدینه ی فاضله نیست ! 

 دارد یاد می گیرد کم کم زندگی ارزش خیلی چیزها را ندارد !

 می شود گاهی وقتها خواسته هایش را نخواهد ! …

دارد یاد میگیرد کم کم عاقلانه عاشقی کند…

نجمه ! کوچولوی همیشگی مامان و بابا ، 16 سالگی ات مبارک !!

+پست آینده گذاشته بودم فراموشم نکنید...


ادامه مطلب

[ دوشنبه 1391/03/1 ] [ 00:38 ] [ نجمه ] [ یادگاری() ]


دوستت دارم...بازهم

گریه می کنم

اشکهایم روی گونه هایم می لغزد

دستانت زمانی اشک هایم را بر روی گونه هایم پاک می کرد

زمانی همیشه دستانت دور گردنم بود

با من بودی

سرت بر روی شانه هایم بود

زمزمه هایت همیشه در گوشم هست

به یاد جملاتت می افتم

همیشه تو را در کنارم حس می کنم

اما دیگرتمام شد

وقتیکه در زمین و آسمان تو آغاز می شوی

یکی بود

یکی نبود

غیر تو این جا کسی نیست
...

گوش هایم را بریده ام اما هنوز

در گوشم صدای توست

به گردنم دست زدم

اینجا جای دستهای توست

بر روی شانه هایم سنگینی تو را حس می کنم

دست نمی دهم به این بازی

بازی عشق هم پایانی دارد

پایان عشق ... جدایی ... رهایی

وقتی تو نیستی

من با خودم هم حرفی ندارم

آن جا که از دست دادن

تو را شرم نمی شود از با من بودنش

من دستم را به کسی دیگر نمی دهم

چرا که من تو را دوست دارم

برای تو هر کاری کردم

از همه چیز و همه کس گذشتم

برای اینکه ... عاشقتم ...

+عاشقانه دوستت دارم

+حلالم کنید ... خداحافظ ... فقط همین



[ یکشنبه 1391/02/17 ] [ 21:20 ] [ نجمه ] [ یادگاری() ]


مجنون

آن زمان که عاشق می شوی

و می دانی که عشقی هست

 و باور داری کسی که تو را دوست دارد

 و در آن شبهای سرد و یخبندان با تو می ماند . . .

 در آن لحظات می فهمی دوست داشتن چقدر زیباست . . .

 و آن زمان که کسی در فراسوی خیال تو نیست

و تو تنهای تنها در جاده های برهوت زندگی قدم می زنی

 تنها اوست که به تو  آرامش خیال می دهد . . .

+دوستت دارم به همین سادگی . . .



[ یکشنبه 1391/02/17 ] [ 11:12 ] [ نجمه ] [ نظرات() ]


گاهی دلم میخواد خودم رو بغل کنم

 
 
گاهی دلم میخواد خودم رو بغل کنم
 
ببرمش روی تخت بخوابونمش
 
ملافه رو بکشم روش
 
دست ببرم لای موهاش و نوازشش کنم
 
حتی براش لالایی بخونم
 
وسط گریه هاش بگم غصه نخور خودم جان
 
درست میشه ... درست میشه ...
 
اگر هم نشد به جهنم ! ...

تموم میشه... بالاخره تموم میشه ...
 
+دوستای گلم شرمندم که بهتون سرنمیزنم فصل فصله امتحاناته امیدوارم فراموشم نکنید


[ چهارشنبه 1391/02/13 ] [ 20:56 ] [ نجمه ] [ یادگاری() ]


دلم پیش توست . . .

نشـسـتــﮧ ام

رو بــﮧ نقشـﮧے جغرافیا

و تمـام مسیرهایے را ڪـﮧ

بــﮧ نگاهت ختم میشوند

علامت میزنم

هیچ راهے هموار نیست

فرقے نمیکند

هر جاے دنیا ڪـﮧ باشے

خودم هم ڪـﮧ نباشم

دلم پیش توست !!! . . .

هـمیشــﮧ . . .

+ کلافه كـرده ای مرا چرا همیشه لبخندهایت از نوشته های من قشنگتر است؟!



[ دوشنبه 1391/02/11 ] [ 19:08 ] [ نجمه ] [ نظرات() ]


کسی مرا نخواهد فهمید

این روزها حجم زیادی از خدا را نفس می کشم

من مقدس شده ام

و شاید به پایان زندگی ققنوس رسیده ام

دلم برای پروانه های آبی کوچک تنگ می شود وقتی در امتداد کودکی دلتنگم

کسی مرا نخواهد فهمید

مرا زمستان با خود برده است گویا ....

+به سلامتی اونی که بی کسه ولی ناکس نیست.



[ جمعه 1391/02/8 ] [ 19:37 ] [ نجمه ] [ نظرات() ]


معشوق بی دل

می دونی دل عاشق در مقابل دل معشوق بی دل ، مثل چیه ؟

دل عاشق مثل یه لامپ مهتابی سوخته است .

دلتو می اندازی زمین . جلوی پای دلبرت . می بینتش . سفیدی و پاکیشو .

می بینه چقدر ظریفه. می بینه که فقط واسه اونه که می تپه .

فکر می کنین معشوق بی دل چی کار می کنه ؟

میاد جلو . جلو و جلوتر . به دل عاشقش نگاه می کنه . یه قدم جلوتر میذاره .

پاشو میذاره روش .

فشارش می ده و با نهایت خونسردی به صدای خرد شدن دل عاشقش گوش می ده .

می دونید فرق دل عاشق با اون لامپ مهتابی چیه ؟

دل عاشق می شکنه ، خرد می شه . نابود میشه .

ولی آسیبی به پای معشوق بی دل نمی رسونه .

پاشو نمی بره و زخمی نمی کنه . بلکه به کف پاهای قاتلش بوسه می زنه.



[ چهارشنبه 1391/02/6 ] [ 10:24 ] [ نجمه ] [ یادگاری() ]


فاصله ها...

قلب های عاشقانه با رنگ های زیبا

دل شکسته ام، از تکرار حادثه ها به دنبال مرهمی هستم

تا رد پای زخمی را بزدایم .

می خواهم فاصله ها را به فراموشی بسپارم و امید را به خانه کوچک قلبم دعوت کنم.

اولین امید من آن وجود پاک توست و

آخرین امید من نگاه توست...



[ شنبه 1391/02/2 ] [ 16:43 ] [ نجمه ] [ یادگاری() ]


عاشقانه های محکم!

میگم خداحافظ

که تو چشم تر کنی و بگی :

کجا؟مگه دست خودته این اومدن و رفتن؟

که سفت بغلم کنی و بگی :

هیچ رفتنی تو کار نیست...

همین جا(به قلبت اشاره کنی)جاته تا همیشه...!

آخرِ سرش محکم بگی : شیر فهم شد؟؟؟

و مَن، دل ضعف بگیرم از این همه عاشقانه های ِ محکمت...

+چه خوبه عاشقی امافقط باتو...

+خلاصه بگم من یه مردی مثه تو میخوام

+دوستت دارم

+تو مغازه ی قلبم تنها گلی هستی که روش نوشتم دست نزنید ، فروشی نیست



[ سه شنبه 1391/01/29 ] [ 09:55 ] [ نجمه ] [ یادگاری() ]


صبا

سلام به همه ی اونایی که منو دوس دارن و بهم لطف دارن

سلام به همه اونایی که دوسشون دارم و همیشه براشون دعا میکنم

سلام به همه اونایی که دوسشون ندارم ولی ازشون متنفر نیستم چون تنفر رو خیلی کوچیک میبینم که بخواد درون من خونه بسازه

سلام به همه اونایی که دوسم ندارن و همیشه ازم انتقاد میکنن

امیدوارم همگی خوب باشید

لینک تکونی کردم به دلایل زیر

1.از بودنشون اذیت میشدم 

2.وبشون رو حذف کرده بودند

3. بی ادبی کردند

راستی دوستایی که دوستون دارم

از جمله:فاطمه(فاطی) - نیلوفر(نیلو) - سارا(مانلی) - نجمه(ستاره) - ملک -شبنم

اکبر - مجید و زهرا - مجید  - عبدالحسین - مسیح - رضا

تو شلمچه براتون دعا کردم به قول عبدالحسین مهربون باقی بمون دوست من

یه خبر خیلی خوب:آبجیم صاحب یه دختر ناناز شد

+صبا جون خاله ی خوشگلم تولدت مبارک



[ دوشنبه 1391/01/28 ] [ 07:54 ] [ نجمه ] [ یادگاری() ]